اشعار شما

من نباشم ای عزیز تو را چ غم
اماتو نباشی مرگ است برا یم
منم ک نگاه پرمهرتو را محتاجم
بی رنگ رخت روز را چون شب ، تارم .

*****************************************

قصه عشق


مرا ز باور خویش رها کن

ببین مرا ،تو هم آرام باش

آرامش مرا ز خیال خودت جدا مکن

چشمان مرا ز نگاه خودت پنهان نکن

شاد باش و روزگارت را بخاطر من سیاه نکن

آه از دست تو و این روزگارت

پر شده از خوابهای محالت

مکن اینگونه با دل خویش

مکن اینهمه فکرت را پریشان

ک دنیا ارزش غصه نداره

۲۹اردیبهشت ۹۹

م

مرا زبند خیالت رها کردی میدانم
از چه رو با من غریبه اینگونه تا کردی ؟
لحظه ها گذری ست،بگذر از روزگارت
بگذر از فکرهای محالت،بگذر از خیالت
لحظه ها گذریست،از چه رو تو اینگونه سنگدلی
ببین آسمان آبیست، ثانیه ها رفتنی

اما قلبت را پاک نکردی،بگذر ز قضاوت هایت

بشنو دیگری را،بنمای بر رخش جان را

حرف بزن با حرفهایش،گفته هایش،پا به پایش

مکن ملامت،بشنو درد دلی،مکن سرزنش

عاشق هستی باش،خالصانه پای در راه حق بگذار

بنویس حرفهایت،صدایت،رها کن خودت را ز بند بی بند و باری

زندگی همین نفس کشیدن هاست

بیشتر بدان قدرش را،عزیزان زندگی ات را به تماشا بنشین

لذت ببر از گفتگویش،نگاهش همه با هم در روزگاری

مهرجویی

اردیبهشت۹۹

شعر یا دکلمه ای چیزی دارید بنویسید

……

من عاشق تو هستم

دل به دل تو بستم

من عاشق تو هستم

برای باتو بودن،از همه چیز گذشتم

از همه چیز،از همه کس گذشتم

برای با توبودن،ازین نگاه خسته،ازین دل شکسته

برای با تو بودن،به آسمون پرکشیدن

تموم آرزوی من،فقط خوشی تو بوده

برای باتوبودن،چقد دلم شکسته

من از میون این دل،فقط تورو دیده بودم

بیا بمون کنار من،که این دلم خیلی شکست

تویی تو مرهم دلم،بیا عزیز جونم بیابمون کنارم

سراینده:مهرجویی

مورخ ۹۴/۶/۱۲